الملا فتح الله الكاشاني

169

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بميرانيم ترا و بجوار رحمة خود بريم پيش از ظهور آنعذاب فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ پس بسوى ما باز گرديده خواهند شد و در قيامة جزاى آن خواهند يافت يعنى به هيچ وجه ايشانرا فرو گذاشت نخواهيم كرد آورده‌اند كه كفار از روى جدال از حضرت رسالت اقتراح آيات ميكردند چون روان كردن چشمها و ظاهر كردن بستانها مزين بانواع ميوها در حضور ايشان و به بالاى آسمان رفتن و غير آن چنان كه در سورهء بنى اسرائيل مذكور شد حق تعالى آيه فرستاد كه . وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا و بتحقيق كه فرستاديم پيغمبران را مِنْ قَبْلِكَ پيش از زمان تو مِنْهُمْ بعضى از شما مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ آنهااند كه خوانده‌ايم قصهء ايشانرا بر تو اما نام ايشانرا دانسته چون اليسع و غير آن وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ و بعضى ديگر از آن قبيله‌اند كه نه ايشانرا به تو گفته‌ايم و نه قصه ايشان را بر تو خوانده‌ايم و مجموع انبيا برواية مشهور صد و بيست و چهار هزار بودند و گرويدن بايشان مشروط بتعيين عدد و معرفة نسب و اسم ايشان نيست وَ ما كانَ لِرَسُولٍ و نبود مر هيچ پيغمبرى را أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ آنكه بياورد معجزهء كه نشان نبوة او باشد إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر بدستور خداى تعالى و بفرمان او يعنى اى مقترحان معاند شما از پيغمبر اقتراح معجزات مىكنيد و حال آنكه هيچ پيغمبر مستقل نيست بدون اذن من و عدم اذن در معجزات مذكور بجهة آنست كه حكمت و مصلحت من مقتضى عدم وقوع آنست آنگه وعيد ايشان مىكند كه فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ پس چون بيايد فرمان خداى به عذاب اهل اقتراح بعد از وضوح دلالت آيات و صدق نبوة سيد البريات قُضِيَ حكم كرده شود بِالْحَقِّ براستى ميان اهل ايمان و كفار و ساير ابرار و فجار يعنى مشرك مبطل معذب گردد و مؤمن محق نجات يابد وَ خَسِرَ هُنالِكَ و زيان كنند آنجا الْمُبْطِلُونَ اهل بطلان يعنى معاندان كه بعد از معجزهء كه دلالت بر نبوة مىكند ديگر اقتراح معجزه ميكنند و با وجود اين در صدد ابطال آنند در آن روز از جنت محروم باشند و معذب بانواع عقوبت گردند پس به جهت الزام حجت بر اهل انكار تعداد نعمة خود مىكند و ميگويد كه . اللَّهُ خداى به حق و معبود مطلق الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ آنكس استكه بيافريد براى منفعت شما چهارپايان را از شتر و گاو و گوسفند و اسب و استر لِتَرْكَبُوا مِنْها تا برنشينيد از آنها